1- خوردن همزمان ماست و ترب مضر می باشد و موجب بیماریهای پوستی می شود.
2- ماست و مرغ برای مزاج سرد ضرر دارد.
3- سبزی شاهی(ترتیزک) باعث خونسوزی و سبزی گشنیز زن را عقیم می کند.
4- مصرف روزی یک عدد تخم مرغ سنگین می باشد، اعضا دیر باز می شود.
5- فلفل و ترشی باعث استرس و رعب می شود. وترشی برای حافظه ضرر دارد.
6- گوشت ماهی ضرر به چشم می رساند مگر در ماه یک تا دوبار.
7- شیر گاو به بچه اثر ژنتیکی دارد و بد است.
8- خواب شب سه ساعت بعد از شام و خواب روز نیم ساعت بعد از ناهار.
9- ماست با مرغ و ترب و ماهی باهم مصرف نشود.
10- خوردتن غذای سبک (سوپ و سالاد) باید بعد از غذای سنگین باشد.(ترشح زیاد اسید موجب عدم هضم غذای سنگین می شود) در نتیجه باعث سوء هاضمه می شود.
11- سیب ترش برای حافظه ضرر دارد.
12- افطار با غذای شیرین خصوصا افراد ضعیف شروع شود(شیر با دو عدد خرما) پس از دوساعت غذا خورده شود.
13- در موقع خواب معده پر نباشد چون بخارات معده راه خروج ندارند با بسته شدن چشم به چشم آسیب می رسانند و لذا بعضی از چشمها زیاد بخار می بندد.
14- نخوردن ترشی (سیب ترش ، گشنیز) در یک هفته اول ازدواج برای مرد و زن.
15- دود هیزم بهترین چیز برای ضد عفونی کردن چشم است.
16- در صورت سرد بودن مزاج فرد با عسل که گرم است جبران شود.
17- گردو و عسل هردو گرم است.
18- نارنگی و ماست و پنیر و شیر ، سرد است.
19- حبوبات به غیر از عدسی سنگین است، دیر هضم اند و قوه خیال را درگیر و مشوش می کنند.
20- مبتلا شدن به دیسک کمر بخاطر زین سفت دوچرخه .
21- سردرد به خاطر گذاشتن بار سنگین بر روی سر.
22- هیجانها در سرسره بازی و ماشین سوار شدن، موجب عقیم شدن زن میگردد.
23- دیدن فیلم وحشتناک، رانندگی سریع، بوق زدن و مسافرتهای طولانی موجب عقیم شدن زن می گردد.
24- جسور بودن زن عیب می باشد و صفت عالیش ترس است.
25- ورزش رزمی و سنگین برای زن مُضر است.
26- جاروبرقی نزدن منزل موجب سلامت فرزندان است، این مقدار خاک باید باشد.
27- نخوردن قند، نمک و پنیر و خوردن توت، انجیر خشک و خرما.
28- نخوردن یخ که موجب ضربه زدن به اعصاب و کمر و پوکی استخواست.
29- چایی کمرنگ باشد وگرنه با زغفران صرف شود، چون نکوتینش به قلب ضرر می رساند.
30- پنیر با گردو صرف شود و غذا حتی المقدور کم نمک باشد .
31- گذاشتن کلاه در بیت الخلاء.
32- حجامت در اردیبهشت ماه و شبهای مهتابی .
33- بعد از عرق کردن دوش بگیرید.
34- خرما و شیر سریع الهضم هستند.
35- میوه را کامل تناول کنید که با نصف شدن آن بی فایده می شود.
36- انار کم استفاده کنید.
37- تخم هندوانه ضرر دارد.
38- مکروه بودن هسته ها و تخم مرغ.
39- بین سه میوه یک نوع آن خورده شود.
40- میوه هر منطقه به درد مردم آن منطقه می خورد.
41- مرغ محلی یک دانه اش از سی مرغ ماشینی در یک ماه بهتر است.
42- در گوشت گوسفند قسمت دست آن را بخورید.
43- قلوه نخورید.
44- گوشت اردک طبع گرم دارد و طبع گرم نباید با فسنجان آن را بخورد .
45- گوشت یخ زده مناسب نیست.
46- آب و چای را بعد و حین غذا نخورید مگر بعد از غذا به فاصله زمانی 30 دقیقه.
47- هندوانه و خربزه بعد از غذا نخورید که موجب چسبیدن غذا به هم می شود.
48- خون دادن موجب ضعف چشم می شود.
49- پیاز پوست شده در وسط برنج بسیار ترکیب مقوی بوجود می آورد.
50- ادویه جات مناسب نیستند.
51- آب نارنج را نجوشانید . حتی در غذای در حال جوش هم نریزید.
52- شیرینی جات نخورید.
53- پشتی های جدید مناسب نیست . پشتی هایی که چاله کمر را پر کند مناسب است.
54- چای شیرین خواب آور است.
55- هوای مانده در اتاق موجب سکته برای بیماران می شود.
56- یک نفس خوردن آب موجب ورم کردن کبد می شود.
57- برنج آبکش نشود بهتر است.
58- آجیل برای قوه خیال ضرر دارد.
59- بعد از حمام سرپوشیده شود تا حافظه ضعیف نشود، برای توالت هم همینطور.
60- بعد از خواب 90 بار گردن را ماساژ دهید.
61- کدو برای سرماخوردگی مناسب است.
62- سالاد اولویه غذای مقوی است.
63- اگر مزاج زن ومرد گرم باشد، اولین بچه آنها پسر است ولی اگر یکی گرم و یکی سرد باشد، بچه دختر است.
64- طالبی جزء غذا وخربزه و هندوانه جزء آب است.
65- هنگام پوشیدن شلوار وکفش ، اول پای راست و بعد پای چپ.
66- کاهو موجب خواب آلودگی می شود.
منبع: بیانات عرشی حضرت علامه حسن زده آملی و استاد صمدي آملي – و دستوران طبی ابن سینا
اینها اندک مسائلی می باشد که هر فردی برای سلامت خود باید مورد استفاده قرار دهد که متاسفانه در جامعه امروزی هیچ توجهی حتی به سطحی ترین مسائل نمی شود و عکس این دستورات عمل می شود و علت این همه بیماری و ضعف جسمی رعایت نکردن در آداب غذا خوردن و تغذیه می باشد شرع مقدس بسیار با ظرافت مسائل را مطرح می کند و حتی برای ابتدایی ترین مسائل زندگی هم دستور آورده که تنها با اجرای آن فرد علاوه بر اینکه سلامت خود را تضمین می کند سعادتمند هم می شود که تنها راه رسیدن به ملکوت عالم داشتن طهارت می باشد چه ظاهری و چه باطنی پس کسی که خود بخواهد در مسیر قرب الهی قرار دهد و با نظام عالم محرم شود تا از اسرار این عالم با خبر شود باید به دستورات شرعی حتی در غذا خوردن که کمترین می باشد عمل کند. که به فرمایش حضرت علامه حسن زاده آملی هر کس نفس را کنترل نکند و برای آن برنامه نداشته باشد نفس او را به بازی میگیرد و به بی راهه می برد. انشاالله با عمل به این دستورات حتی المقدور سلامت ظاهری خود را تضمین کنیم تا اگر ظرفیت ها بالا رفت بتوانیم به باطن نظام عالم هم سر بزنیم و خبرها برایمان متمثل شود.(فافهم)
2- حرکت حبي و تجدد امثال، در مطلق ماسوي الله اعم از مفارق و مقارن (موجودات عالم طبيعت و مافوق آن) چه در قوس نزول و چه در قوس صعود جاري است، به خلاف حرکت جوهري که اختصاص به عالم طبيعت دارد.
3- حرکت جوهري، استکمالي است.
4- سرتاسر هويت وجودي عالم طبيعت با حفظ وحدت اتصالي در حرکت و تغيير طولي استکمالي است و تنها امر ثابت اصل قانون حرکت است.
5- نفوس انساني را بعد از انقطاع از اين نشأه تکامل برزخي است.
6- در قرآن کريم لفظي در معني مجازي بکار نرفته است.
7- آيات کريمه «يدبر الامر ...» و «تنزل الملائکه...» و «تعرج الملائکه و الروح اليه...» و امثال و نظائر آنها نه بدان وجهي است که مانند نزول و عروج عالم طبيعت با تروّي و طول و امتداد زماني به وقوع مي رسد.
8- وجود مساوق حق است، و حق سبحانه صمد است. و توحيد صمدي بدان گونه است که لسان حجت الله امام هشتم بدان ناطق است: «يا من علي فلا شيء فوقه، يا من دني فلا شيء دونه» يعني يکتاي همه است.
9- از حرکت حبي و تجدد امثال و حرکت جوهري دانسته مي شود که حرکت حيات و وجود است و ما با حرکت و در حرکت و نظام حرکتيم.
10- حقيقت قرآن کلام ايزد است و لفظ کتاب قول نبوّت است و در عين حال الفاظ قرآن وحي اند و معجزه فافهم.
11- اسناد حرکت به واجب تعالي عبارت از فاعليت به معني ايجاد تدريجي و اظهار کمال است.
منبع: گشتي در حرکت- علامه حسن زاده آملي
و اما وجه الانتقاع بی فی غیبتی فکا لانتفاع بالشمس اذا غیبها عن الابصار السحاب.
و همین بیان را امام صادق به سلیمان به مهران اعمش فرمود:
قال سلیمان فقلت للصادق:
فکیف ینتفع الناس بالحجه المستور؟قال:کما ینتفعون بالشمس اذا سترها السحاب.بلکه همین بیان را خاتم الانبیا به جابر انصاری در غیبت خاتم الائمه فرمود،آری:
آن شاخ گل ارچه هست پنهان ز چمن از فیض و جود اوست عالم گلشن
خورشید اگر چه هست در ابر نهان از نور وجود ویست باز عالم روشن
علاوه اینکه باید دید که آیا خلیفه الله غایب است یا ما حاضر نیستیم و در حجابیم و اسم خود را بر سر آن شاهد هرجایی میگذاریم.
یا رب به که بتوان گفت این نکته که در عالم رخساره به کس ننمود آن شاهد هرجایی
ما را این براهین ایقانی عقلی و نقلی به تواتر از بیت وحی است نیاز به تمسک اقناعیات نیست مگر اینکه در استیناس و رفع استیحاش بعضی از نفوس را مفید افتد گوییم:باخه که سنگ پشت است و لاک پشتش هم گویند در باره او به احجبیهگفته اند:
آسمان پشت و زمین پیکر مرده را زنده میکند به نظر
لاک پشت از دور توجه به تخم خود کند و آنرا برای وجود لاک پشتی مستعد میگرداند آیا نفس کلی قدسی خلیفه الله و ولی الله و حجه الله به خلق در حال غیبت از توجه نفس لاک پشت به تخم وی کمتر است؟!
بر گرفته از کتاب شریف انسان کامل از دیدگاه نهج البلاغه صفحات 119 و 120 (چاپ اول،دیماه 1383)
آنها حرف حقشان را نوشتند و براى نفوس مستعد به يادگار گذاشتند، تمام تلاش اين است كه منطق وحى را بفهميم . خداوند ملاصدرا را رحمت كند! مفسر است ، محدث است ، فقيه است ، مرد سير و سلوكى است كه هفت مرتبه پياده به زيارت بيت الله الحرام ، مشرف مى شود و بار هفتم در بصره نداى حق را لبيك گفته است . ايشان در شرح اصول كافى حديث امام سجاد عليه السلام را نقل مى كند كه : چون خداوند سبحان ، مى دانست در آخر الزمان مردمى عميقى پيدا مى شوند - در توحيد و در اصول عقايد - اوايل سوره اخلاص را فرستاد.
مرحوم آخوند مى گويد: به اين حديث كه رسيدم گريه ام گرفت .اين گريه شوق است و گريه عشق ، چون خودش مى بيند كه اين حديث ، براى امثال اوست .
منبع:فضایل و سیره چهارده معصوم در اثار علامه حسن زاده آملی
استادم الهی قمشه ای که در اشعارش به الهی تخلص می کرد، در تحت مراقبت پدری عالم و بیدار به نام ملاابوالحسن تربیت شد.
ایشان
اصلا از سادات بحرین و از بیت علم و عرفان و زهد و تقوی بود، نیاکانش در
زمان نادر شاه از بحرین به قمشه (شهرضای کنونی) آمدند و در آنجا مقیم
شدند، لذا به الهی قمشه ای شهرت داشت.
بارها به این بنده می فرمود که
من اصلا از سادات بحرینم ولی چون در کسوت متعارف فعلی که اختصاص به شیخ
دارد شناخته شدم، از تبدیل عمامه سفید به سیاه خودداری می کنم.
پرستش به مستی است در کیش مهر برون اند زین جرگه هشیار ها
به شادی و آسایش و خواب و خور ندارند کاری دل افگار ها
کشیدند در کوی دلدادگان میان دل و کام ،دیوار ها
چه فرهاد ها مرده در کوهها چه حلاج ها رفته بر دارها
چه دارد جهان جز دل و مهر یار مگر توده هایی زپندارها
ولی راد مردان و وارستگان نبازند هرگز به مردارها
مهین مهرورزان که آزاده اند بریزند از دام جان تارها
به خون خود آغشته و رفته اند چه گل های رنگین به جوبارها
بهاران که شاباش ریزد سپهر به دامان گلشن ز رگبارها
کشد رخت،سبزه به هامون و دشت زند بارگه،گل به گلزار ها
نگارش دهد گلبن جویبار در آیینه ی آب،رخسارها
رود شاخ گل در بر نیلفر برقصد به صد ناز گلناز ها
درد پرده غنچه را باد بام هزار آورد نغز گفتار ها
به یاد خم ابوری گل رخان بکش در بزم می خوار ها
گره را ز راز جهان باز کن که آسان کند باده،دشوارها
جز افسون و افسانه نبود جهان که بستند چشم خشایارها
فریب جهان را مخور زینهار که در پای این گل بود خارها
پیاپی بکش جام و سرگرم باش بهل گر بگیرند بیکارها
از اشعار جناب علامه آیت الله العظمی محمد حسین طباطبایی(قدس الله نفسه)

امام خمینی (ره)
« آقای طباطبایی مرد بزرگی است و حفظ ایشان با این مقام علمی لازم است.» همچنین ایشان دراوایل انقلاب خطاب به علامه طباطبایی فرموده بودند:« همجواری شما برای ما مغتنم است. »
آیت الله خامنه ای
« او مجموعه ای از معارف و فرهنگ اسلام بود؛ فقیه بود؛ حکیم بود؛ آگاه از اندوخته های فلسفی شرق و غرب بود؛ مفسر قرآن بود؛ از علوم اسلامی، یعنی علومی که از اسلام نشأت گرفته یا از آن تغذیه کرده است، مطلع بود: از اصول، از کلام، ادبیات، از نجوم و هیئت و ریاضیات و از برخی علوم بی نام و نشان دیگر.(علامه طباطبائی در علوم رمل و جفر و اعداد و حساب و جمل و ابجد مهارت عجیبی داشت و با برخی از این علوم بسیار مأنوس بود. )
شخصیت او در لابه لای این دانستنی های بسیار، به کمک ریاضتی مداوم و درازمدت پرورده، صیقل یافته و پرداخته شده بود. از کسانی بود که تنها مکتب جامعی چون اسلام می تواند امثال او را در دامان پربرکت خویش پرورش دهد. چهره معنوی او، سیمای پرصلابت مردی بود که ایمانی استوار و عرفانی راستین را با دانشی گسترده و عمیق توام ساخته و با آمیزه شگفت وجود خویش، ثابت کرده بود که اسلام می تواند سوز درون دلسوختگان شیفته را با عقل راسخ فرزانگان فرهیخته یکجا گرد آورد.
او تلاش و جهاد بی انتها و خاموش نشدنی خود را هم به این معجون الهی درآمیخته بود. در یکی از حساس ترین دوران های حیات اسلام و تشیع، جانانه به دفاع از حریم معنویت اسلامی و حکمت و معرفت الهی برخاسته و مفاهیم زیبای اجتماعی اسلام را از آیات کلام الهی استخراج کرده و به عرضه کامل و جامع اسلام پرداخته بود.
او که در سفره متاع ارزنده حوزه علمیه قم در شمار درخشنده ترین گوهرها بود و به آن مدرسه اسلامی پربرکت ارزش می بخشید تنها به آن حوزه محدود نشده بود و به تدریج در همه حوزه های علمی و در هم محافل اسلامی و در سطح وسیع جامعه، حضور خود را مجسم تر و برجسته تر می ساخت، معارفی که از زبان و قلم او بر صفحه دل ها و کاغذها نقش بسته بود از صدها و هزارها زبان و با صدها و هزارها بیان در همه جا منتشر می گشت و به همه کس علم و معرفت می آموخت...
...این چشمه جوشان و فیاض دانش و عرفان و تقوای اسلامی، در راه تعلیم و تربیت شاگردانی که هر یک در عالم اسلام دانشمندی برجسته اند، توفیقی کم مانند داشته است... »
آیت الله حسن زاده آملی
« به محضر مبارک جناب آیت الله حاج شیخ محمد تقی آملی ـ رضوان الله تعالی علیه ـ مشرف شدم که سخن از علامه طباطبایی، به میان آوردم. مرحوم آقای آملی به من فرمودند:« آقا، اگر کسی باید در تحت تصرف و تعلیم کاملی به جایی برسد و قدمی بردارد، من برای شما بهتر از جناب آقای طباطبایی، کسی را نمی شناسم...»
ایشان [علامه طباطبایی] از اولیاءالله بودند، همواره در حضور، در مراقبت، در توجه بودند...
علامه طباطبایی بدون گزاف و بدون اغراق در فن اصول و فقه هر دو مجتهد بود. »
استاد مطهری ( ره)
« این مرد واقعاً یکی از خدمتگزاران بسیار بزرگ اسلام است، او به راستی مجموعه تقوا و معنویت است، در تهذیب نفس مقامات بسیار عالی طی کرده... کتاب تفسیر المیزان ایشان یکی از بهترین تفاسیری است که برای قرآن مجید نوشته شده است... من می توانم ادعا کنم که بهترین تفسیری است که در میان شیعه و سنی از صدر اسلام تا امروز نوشته شده است...تفسیرالمیزان همه اش با فکر نوشته نشد، من معتقدم که بسیاری از این مطالب از الهامات غیبی است، کمتر مشکلی در مسائل اسلامی و دینی برایم پیش آمده که کلید حل آن را در تفسیر المیزان پیدا نکرده باشم. »
آیت الله جوادی آملی
« ..اگر استاد علامه طباطبایی را فارابی عصر بنامیم سخنی به گزاف نگفته ایم ... شهید مطهری ( با آن همه علم و فضیلت ) در مقابل علامه، به سان قطره ای بود در برابر دریا! »
1- راز خلقت انسان !
از قول آیت الله حسن زاده نقل شده :
« شبی در این موضوع فکر می کردم که چرا خداوند، انسان ها را آفرید؟
آیاتی مانند و ما خلقت الجن و الانس الا لیعبدون را هم که از نظر می گذراندم و این که در تفسیرش فرموده اند: لیعبدون، یعنی لتعرفون، باز این اشکال به ذهنم می آمد که عبادت، فرع معرفت است، و ما که معرفتی نسبت به خدا نداریم، پس چه عبادتی؟! و ...»
صبح، اول وقت، به حضور استاد علامه طباطبائی رسیده و سؤال را با ایشان در میان گذاشتم که « حضرت استاد! پس چه کسی بناست خداوند را عبادت کند؟! »
ایشان در بیانی کوتاه فرمودند: « گرچه یک نفر! »
تا این جمله را فرمودند، من آرام شدم؛ همان دم به یاد وجود مقدس امام زمان علیه السلام افتادم و خاطرم آمد که زمین و عالم، هماره چنین شخصی را دارد.
دیگران همگی طفیلی وجود انسان کامل (معصوم) هستند و گویی هدف از خلقت آنان، به خلقت موجود تام و کامل باز می گردد. »
امیر بیان ، علی علیه السلام، خود پرده از راز خلقت برداشته اند:
« فانا صنائع ربنا والناس بعد صنائع لنا: ما ساخته پرودگاریم خویشتنیم و مردم ـ همگی ـ پس از ما برای ما ساخته و آفریده شده اند. »
بقيه در ادامه مطلب....
و سوره توبه به اجماع امت با بسم الله الرحمن الرحيم نازل نشده است و همه اين را مي دانستند و از ضروريات دين است . و چه بسيار ادعيه اي را مي بينيم كه در عبارات قدما و نسخ پيشين مفتتح به كريمه بسم الله الرحمن الرحيم نيستند، و در بعد از بي توجهي نسّاخ و كتّاب بدان كريمه آغاز شدند فافهم و تدبّر.
هزارويك كلمه ج 3 كلمه 316 ص 82
هي روزّه شو كُمّي و شو ره كمّي روز ناگهون گننه بُرو چاكسِ دوش
جملاتي از تفسير و نقد و تحلیل مثنوي | |
| 1- متفكرين تماشاگر، انديشمندان تجريدپرستند، همچنانكه درون بين هاي تماشاگر، هواخواهان عرفان منفي مي باشند. | ![]() |
| 7- دواي جهالت هاي بشري ، سؤال است . بياييد آنچه را نمي دانيم ، سؤال كنيم و تا بتوانيم ، سؤال ها را بي جواب نگذاريم . منبع : http://ostad-jafari.com/ | |
این سخنرانی با هشت لینک ارائه میگردد که کار با آن آسان تر باشد.
بهرزه بي مي ومعشوق عمر ميگذرد بطالتم بس از امروز كار خواهم كرد
هر آب روي كه اندوختم ز دانش و دين نثار خاك ره آن نگار خواهم كرد
چو شمع صبحدمم شد ز مهر او روشن كه عمر در سر اين كار و بار خواهم كرد
بياد چشم تو خود را خراب خواهم ساخت بناي عهد قديم استوار خواهم كرد
صبا كجاست كه اين جان خون گرفته چو گل فداي نكهت گيسوي يار خواهم كرد
نفاق و زرق نبخشد صفاي دل حافظ
طريق رندي و عشق اختيار خواهم كرد
و در محبوب القلوب دیلمی نقل شده است که همانا عمرو عاص از اسکندریه آمد و رسول خدا از او از آنچه دیده است سوال کرد که عمرو عاص جواب داد : «دیدم مردم را که دور هم حلقه میزنند و مردی را ذکر میکنند که نامش را ارسطاطالیس میگفتند که لعنت خدا بر او باد( که در این حال پیامبر اکرم بر او فریاد بر آورد) که ساکت شو ای عمرو که همانا ارسطاطالیس از انبیاء است ولی مردم زمان وی نسبت به او جاهل بودند.
روایت دیگری است که سید طاهر رضی الدین علی بن طاوس در کتاب « فرج المهموم فی معرفة الحلال والحرام من علم النجوم » قولی را نقل کرده است در اینکه ابرخس و بطلمیوس نیز از انبیایند وهمچنین بسیاری از حکما هم از انبیاء بودند و چون دارای اسمهای یونانی بودند بر مردم امرشان مشتبه شد وچون اسمهایشان با اسامی برخی که نسبت فساد اعتقادی بدانها داده شده موافق بود حالشان برای مردم مشتبه شد و گمان کردند که صاحبان این اسامی همه شان در اعتقاد فاسد ؛ اجتماع دارند .
مآثر آثار موثر ۱۷۰ ص ۲۴۴
پس يهودى گفت : الله اكبر! اى پسر ابوطالب ، همه فلسفه را گفته اى - چيزى از فلسفه را فروگذار نكرده اى ؟



